خودآزمايي درس دوازدهم:

ج1:عيش و مستي

ج2:درويش نوازي:    اي صاحب کرامت شکرانه ي سلامت         روزي تفقدي کن درويش بينوا را

    حسن خلق:        آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است      با دوستان مرورّت با دشمنان مدارا

   اغتمام فرصت:     ده روز مهر گردون افسانه است و افسون      نيکي به جاي ياران،فرصت شمار يار را

ج3: حافظ در بيت-آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است           با دوستان مروت با دشمنان مدارا-معتقد است که آسايش و راحتي دو جهان در اين است که با دشمنان و مخالفان به نرمي برخورد کرد و اين ،مضمون همان آيه است که خدا به موسي(ع)مي فرمايد:با فرعون ستمگر و طاغي با بياني نرم صحبت کن؛البته هدف از اين ملايمت،اصلاح يا تاثير گذاشتن بر مخالف است؛ولي در غير اين صورت جايز نيست.

ج4:«اينه ي اسکندر نامه» آيينه اي بوده که اسکندر با همکاري ارسطو بر فراز مناره ي شهر اسکندريه(مصر)ساخته است؛کارش اين بوده که از دور کشتي ها را مي ديده است،اين آيينه،از عجايب هفتگانه ي عالم بوده است.يکي از ويژگي اين آيينه اين بوده که از آينده خبر مي داده است.«دارا»همان داريوش سوم است که در زمان او اسکندر به ايران حمله کرد و او را شکست داد و«دارا»به شمال شرقي ايران گريخت و به دست والي بلخ کشته شد.با مرگ او سلسله ي هخامنشي منقرض شد.

ج5: بهشت

ج6:الهي گلهاي بهشت در پاي عارفان خار است،جوينده ي تو را با بهشت چه کار است؟    

                  حديث روضه نگوييم گل بهشت نبوييم                    جمال حور نجوييم دوان به سوي تو باشم                                                  

خودآزماي درس سيزدهم:

ج1:«الف»کثرت مي باشد،مثل«الف»در موارد زير:

بسا کسا که به روز تو آرزومند است.(جه بسيار کساني که...)

زهي سودا که خواهي يافت فردا از چنين سودا(چه سرمايه هاي زيادي که...)

ج2:خدا

ج3:ز يزدان دان نه از ارکان که کوته ديدگي باشد

                                                که خطي کز خرد خيزد تو آن را از بنان بيني

ج4:اقبال و ادوار،اوج و قعر،سود و زيان،عرش و فرش

ج5:تنزل مقام يافتن، از مقام عالي پايين آمدن

ج6:بيت آخر

ج7:مصراع دوم شعر بيت هشتم: به سوي عيب چون پويي گر او را غيب دان بيني

ج8:هشتن و هليدن

ج9:تنه ي اصلي

خودآزمايي درس چهاردهم:

ج1: قيام کاوه ي آهنگر عليه ضحاک ماردوش

ج2: احترام به آزادي خود و ديگران،عدالت خواهي و تنفر از زور،مسئوليت اجتماعي،وظيفه شناسي و همکاري با ديگران.

ج3: زيرا با سقوط ساسانيان روي کار آمد و تجمل پرستي و اختلاف عظيم طبقاتي از بين رفت و آزادي و مساوات و برابري برقرار شد.

ج4:ص دوم درس از خط11تا18

ج5:زيرا پيام هاي آن نيازهاي روحي انسان ها را برطرف ميکند و با ذهن انسان قرن بيستم سازگارتر است.

ج6:اتحاد،مشارکت اجتماعي،يکدلي و ايثار و فداکاري 

خودآزمايي درس پانزدهم:

ج1:اصفهان

ج2:زيرا کاشي ها و رنگ ها بهار را تداعي مي کند.بهاري که هميشگي و غير قابل تغيير است.

ج3:اشاره به اين اعتقاد دارد که در روزگار زرتشت روح و روان يکي از عوامل بنيادي بوده که بر کردار و رفتار  انسان حکم فرما بوده است و همچنين در ايجاد انديشه و هنر و تفکر او موثر بوده و اين روح بعد از مرگ در همين دنياي خاکي در اجسامي همچون شيشه محبوس مي شده است.بد نيست بدانيم گذشتگان معتقد بودند که روح ديو را در شيشه حبس مي کردند و به دريا مي انداختند.  (تشبيه جالبي نيست زيرا منظور نويسنده اين است که کاشي ها بيانگر روح ايران است در حالي که در تشبيه اسارت روح به نظر مي رسد.)

ج4:راستي،هميشه سبز بودن،آزادي،تهيدستي،وارستگي.

ج5:قاب بندي هاي محرابي شکل،طره هاي کنار سردرها،طاووس هاي سردر مسجد شاه.

ج6: قاعده ي ممال بودن:تبديل و تمايل يافتن الف به ي)     مزاح: مزيح، جهاز:جهيز، رکاب:رکيب، هلام:هليم.

خودآزمايي درس شانزدهم:

ج1:کميتش لنگ بود:کم مايه و ضعيف و ناتوان بود.،               مثل شاخ شمشاد: در کمال شادابي و خوش قامتي               ،سپر انداختن:تسليم شدن               باب دندان:مناسب و مطابق طبع.

ج2:دوستان ناباب- بي سرپرستي- مانع شدن مادربزرگ در انجام کار مورد علاقه اش.

ج3:فقر،بيکاري،بي ارادگي،محيط.

ج4:حروف اضافه         1.حروف اضافه ي دستوري            2.حروف بيهوده و زايد

     سخن راني موجي:1.سخنراني فردي که باعث اختلال سيستم عصبي انسان مي شود 2.سخن راني از طريق موج راديو

ج5:اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب               گر ذوق نيست تو را کژ طبع جانوري

خودآزمايي درس هفدهم:

ج1:نشانه­ي آمادگي جامعه براي فروپاشي و ويراني و يأس و نااميدي مردم.

ج2:و جدار دنده هاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشکين مي ترکد/چون دل ياران که در هجران ياران       (ترکيدن ني به شکستن دل در هجران يار تشبيه شده است.)

ج3:ابر را با پوستين سرد نمناک توصيف کرده و«باغ بي برگي»را با توصيفاتي چون:تنهايي،سکوت پاک غمناک، پوشيدن شولاي عرياني و باغ نوميدان.

ج4:باغ

ج5:در واقع زيبايي باغ ناشي از گذشته ي پر افتخار آن مي باشد که اکنون از دست رفته است. (زيبايي ايران نيز به خاطر تمدن درخشان گذشته و انسان هاي بزرگ و توانايي است که اکنون در خاک خفته اند)

ج6:تعداد ياران پيامبر(ص)و امام زمان(عج)در هر دو جنگ313 تن و در هر دو پيروزي از آن مسلمانان است؛مبدا هر دو جنگ يک مکان است و نام رهبر هر دو جنگ هم يکي است: محمد

ج7:داروگ: نيمايي                    باغ من: نيمايي                 انتظار: سپيد

ج8:بيابيد و در کلاس بخوانيد.

ج9:اگر آن سبز قامت رو نمايد               در باغ خدا را مي گشايد

     دلم را فرش کردم تا بتازد                 سرم را نذر کردم تا بيايد                   مصطفي علي پور

خود آزمايي درس هجدهم:

 ج1:گون:نماد انسان هاي پاي در بند و اسير           -  نسيم:نماد انسان هاي آزاد و رها

ج2:شعر«سفر به خير»در قالب نيمايي سروده شده است،حال آنکه«ناله ي مرغ اسير»در قالب غزل است.در شعر«سفر به خير»همچنان که از عنوانش بدست مي آيد،فرد،ديگر طاقت ماندن در وطن را ندارد،حال آنکه در شعر «ناله ي مرغ اسير»فرد مبارز،معتقد به ماندن و ادامه ي مبارزه است.

ج3:به داستان پيرزني اشاره دارد که از علي(ع) کمک خواست و مولا به کمک او شتافت.او نان مي پخت و علي از بچه هاي او نگهداري مي کرد و پيرزن در حين کار مدام علي(ع)را نفرين مي کرد.آن زن حضرت علي(ع)را نمي شناخت و مولا چهره اش را به آتش نزديک کرد و گفت:اين سزاي کسي است که در حکومت او افراد فقير فراموش شده باشند.

ج4: خدا در قديم بيشتر به معني شاه ، سرور معني مي دهد اما اکنون مترادف الله عربي به کار مي رود. (خدا از «خواتاي»پهلوي گرفته شده است و اين لفظ در سانسکريت «از خود زنده»و «از خود آغاز کرده»معني مي دهد لفظ خدا وقتي با کلمه اي ترکيب شود بر غير خدا اطلاق مي شود.مثلا: کدخدا، ده­خدا، که در اين صورت«صاحب و رئيس»معني مي دهد و بعضي گفته اند اين واژه از ترکيب«خود»و «آ»(بن مضارع آمدن)ساخته شده است يعني خدا در وجود خود به کسي محتاج نبوده است.)

ج5:پيش از تو هيچ اقيانوسي را نمي شناختم که عمود بر زمين بايستد/شب از چشمان تو آرامش را به وام مي گيرد.

ج6:چشماني که از ديدن تو محروم مانده اند

ج7:صولت حيدري دست مايه­ي شادي کودکانه­شان کردي /و بر آن شانه که پيامبر پاي ننهاد/ کودکان را نشاندي

ج8:به بي وزن بودن شعر سپيد .

ج9:از آن جايي که حضرت علي حافظ کل قرآن بوده، قرآن ناطق لقب گرفته است و شعر اشاره به اين موضوع دارد .

ج10: داستان کمک کردن حضرت علي(ع) به پيرزن،در قسمتي ديگر به زخمي شدن آن حضرت در جنگ احد و همچنين مصرع(بر آن شانه ها که ...)به زماني اشاره دارد که آن مولا درخانه ي کعبه بر شانه ي پيامبر ايستاد و بت ها را به زير آورد.

خودآزمايي درس نوزدهم: 

ج1:با ياد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق        همچون بنفشه سر به گريبان کشيده ام

ج2 :ايهام (هوا هم به معني آسمان و هم در معني آرزوي رسيدن به تو،عشق تو)    تشخيص: سر به گريبان کشيدن بنفشه

  ج3: شعر«حديث نوجواني»در قالب غزل است،در حالي که  قالب«متاع جواني»قطعه مي باشد.نوع ادبي حديث جواني«غنايي»مي باشد،در حالي که نوع ادبي متاع جواني«تعليمي»است و هر دو شعر بيانگر ناراحتي به علت طي شدن دوره ي جواني است.

ج4:نه سايه دارم و نه بر،بيفکنندم و سزاست/اگر نه بر درخت تر،کسي تبر نمي زند

ج5:انتظار بيهوده کشيدن براي آمدن کسي، اميد واهي داشتن

ج6:غنايي

خودآزمايي درس بيستم:

ج1:پس از موعظه ي مردم سوالات خود را در رقعه اي مي نوشتند و واعظ به همه ي آن ها پاسخ مي گفت.

ج2:الف.اين امير با همه ي بزرگي که داشت،به دست خود غذا تعارف مي کرد و قطعات گوشت را به ذست خود  از هم جدا مي کرد و به ما مي داد.

  ب.من نه نظم آن مدرسه را در جايي ديده ام و نه لذيذتر از غذاي آن جا غذايي خورده ام.

ج3:ايران

ج4:خورشيد به تدريج پايين مي رود و سايه ستون ها و هيکل پاسبان،روي خاک اين زمين و ايوان سلطنتي درازتر مي شود.

ج5:مفهوم هر دو مورد بي وفايي دنيا و عبرت گرفتن از پادشاهاني است که در اوج قدرت از بين رفته اند؛البته سخن خاقاني شعر است و زيبايي و آهنگ خاصي دارد و بسيار مختصر و کامل اين موضوع را بيان کرده است حال آنکه در جملات علي پسر سلطان خالد نه آن سحرانگيزي آهنگ ديده مي شود و نه اختصار و تاثير گذاري شعر خاقاني.

خودآزمايي درس بيست و يکم:

ج1:قسمت اول(اگر ممکن بود)

ج2:چاپلوسي،رشوه خواري،بي ادبي،يعايت و سخن چيني، رواج خرافه پرستي،اقتصاد ضعيف،بي خبري، خوش گذراني.

ج3:گريه ي مادر،نصيحت پدر و تمسخر افراد خانواده.

ج4:ابوالعلاي معري؛چون هر دو نابينا بودند و حس مشترکي داشتند.و همچنين داراي استعداد سرشاري بودند.

ج5:کنجکاوي و تيزهوشي اين فرد نابينا که فقط با حضور در کنار ديگران و شنيدن سخنان آنان مطالب را فرا گرفته

خودآزمايي درس بيست و دوم:

ج1:اين بيت بيانگر سرنوشت بد شاعر است. (مطابق اعتقاد قدما که آسمان و هرچه در اوست در سرنوشت انسان ها مؤثر هستند)

ج2: مراعات نظير(طالع،اختر،منحوس)           واج آرايي(خ)                 تشخيص

ج3: بي گناهي و ناداني

ج4:من و طالع نگون سارم (يعني بخت بد يار و همراه من است.)

ج5:من نگويم که من را از قفس آزاد کنيد             قفسم برده به باغي و دلم شاد کنيد.

ج6:فاطمه فاطمه است-آري اين چنين بود برادر-هبوط-پدر و مادر،ما متهميم-حج.

ج7:خداوند به علماي ما مسوليت،به عوام ما علم و به روشنفکران ما ايمان ببخش.خدايا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهي مي کشاند،مرا،با نداشتن و نخواستن روئين تن گردان. خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

خودآزمايي درس بيست و سوم:

ج1:خدا

ج2:_مراعات نظير(طواف،کعبه)          _ايهام در کلمه­ي مخفي (تخلص شاعر، پنهان)        _ تشبيه(دل مانند کعبه است)

ج3: در سخن مخفي شدم مانند بو در برگ گل                  هر که خواهد ديدنم گو در سخن ببيند مرا

خودآزمايي درس بيست و چهارم:

ج1:گوشه­ي سنگر

ج2:خيس شدن از اشک، اشکباران شدن

ج3:دستمالي که مهر و تسبيح و انگشتر شهيد در آن قرار دارد.

ج4:پيوند ناگسستني و عميق با فرهنگ ايران.

ج5:افتخار به گذشتگان و پيوند عاطفي با ايران.