قالب های شعر فارسی

آشانیی با قالب های شعر فارسی را می تونید از این جا هم بخونین.

قالب های شعر فارسی

 

مقدمه
منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصرع ها و نظام قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکلهایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند.

به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده و ؛ شاعران کهن ما کمتر از محدوده این قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار داشته ایم که اصول حاکم بر قالبهای شعر را تا حدّ زیادی دستخوش تغییر کرده است.


1- قالبهای کهن


در قالبهای کهن، شعر از تعدادی مصراع هموزن تشکیل می شود. موسیقی کناری نیز همواره وجود دارد و تابع نظم خاصی است.
هر قالب، فقط به وسیله نظام قافیه آرایی خویش مشخّص می شود و وزن در این میان نقش چندانی ندارد. از میان بی نهایت شکلی که می توان برای قافیه آرایی داشت، فقط حدود چهارده شکل باب طبع شاعران فارسی قرار گرفته و به این ترتیب، قالبهای شعری رایج را پدید آورده است :

قصیده

مثنوی

غزل

قطعه

ترجیع بند

ترکیب بند

مسمط

مستزاد

رباعی

دو بیتی

تصنیف

چهارپاره

مفرد

تضمین

ادامه نوشته

مجاز و نماد و استعاره

مطلب جالبی در باره ی نماد و مجاز و استعاره در این جا دیدم که تقدیمتون می کنم.

مجاز /نماد واستعاره 

سوال: راه شناخت ساده ی مجاز چگونه است،

پاسخ: کلمه را بر می داریم و جای آن حقیقت مورد نظر را قرار می دهیم ، باید صددرصد معنی حاصل شود. به عبارت دیگر مجاز را بر می داریم و حقیقت را جای آن می گذاریم باید صددرصد معنی بدهد، مثل( کلاس، درس می خواند) از جمله (کلاس) را بر می داریم جای آن (بچه ها) می گذاریم صددرصد جمله معنی می دهد.( بچه ها درس می خوانند)

• ایران برنده شد ← تیم برنده شد.

• ( دامن از خاک بر چیدم) به جای خاک دنیا قرار می دهیم، جمله معنی می دهد ( دامن از دنیا بر چیدم). مجاز نمی تواند چند کلمه با جمله باشد مجاز یک لفظ است مثل: ( جهان دل نهاده بر این داستان) به جای (جهان) (مردم) می گذاریم. می شود (مردم دل نهاده اند بر این داستان) پس مجاز، یک لفظ است بر چند معنی که یک معنای آن حقیقی و بقیه ی معناها غیر حقیقی است.

 سوال: تفاوت (نماد) و (استعاره) چیست؟

مشبه در استعاره یک چیز ودر نماد چند چیز است.

مثلا یکی عکس کبوتری می کشد و آزادی را اراده می کند، یکی دیگر کبوتری می کشد وشهادت را مطرح می سازد و دیگری شهید را اراده می کند وقتی کبوتر را در معنای استعاری شهید، شهادت، آزادی، صلح، رهایی و...... به کار می بریم، نماد است. در حالی که وقتی می گوییم ( زبادام تر، آب گل را بریخت) بادام تر، استعاره از چشم است و مشبه ، فقط چشم است.

نی در مصراع: بشنو از نی چون حکایت می کند. استعاره است یا نماد؟

بهتر است برای دانش آموزان ، خیلی نماد مطرح نشود و به راحتی بگوییم(نی) استعاره است.

( پخته وخام) در بیت زیر ، نماد است یا استعاره؟

در نیابد حال پخته ، هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام

پخته وخام، صفت در معنای استعاری است. اگر پخته وخام، با هم یک کل اراده کند، کنایه است. به عبارت دیگر اگر دو کلمه متضاد در کنار هم قرار بگیرد و از آن ها یک مفهوم اراده شود، کنایه است مانند: شب و روز، کنایه از همیشه است.

 

تضمین 3

تضمین شعر خیالی بخارایی از شیخ بهایی

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
                                            جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

ادامه نوشته

تضمین 2

تضمین غزل سعدی  از شهریار :

ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

حیف باشد مه من کاینهمه از مهر جدایی

گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی

«من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی»

 

ادامه نوشته

تضمین

تضمین شعر سعدی از ملک الشعرای بهار:

 

سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟ یا چو شیرین سخنت نخل شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟ هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست
مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست »

ادامه نوشته

آرایه های ادبی

آرایه های ادبی

در سال گذشته جزوه ی آرایه های ادبی را تهیه کردم که به درخواست بعضی از دانش آموزان

این جا می تونید بیندش:

به نام خدا                                            برای پایه اول ، دوم و سوم دبیرستان

آرایه های ادبی

* معنی لغوی « آرایه » : ، از مصدر آراستن است . آراستن : زیبا سازی ، زینت دادن کسی یا چیزی یا جایی ، تناسب بخشیدن . آرایه : زیبایی تناسب .

معنی اصطلاحی آرایه : مهارت ها و فنونی که باعث زیبایی سخن شوند . مثل تشبیه ، تضاد ، استعاره و کنایه و غیره

فایده ی شناخت و تشخیص آرایه های ادبی آن است که با دانستن آن ، از اشعار و متون ادبی لذت بیشتری می بریم و در گذر زمان می توانیم برای تأثیر بخشی سخنان خود از آن ها استفاده کنیم .

انواع آرایه ادبی را می توان در سه بخش مطالعه کرد : بدیع و بیان و معانی.

الف) بدیع : آرایه های بیرونی و ظاهری سخن ادبی که کمتر با درون مایه ی سخن آمیخته شده باشند ، بدیع نام دارند . این زیبایی ها به تنهایی شعر و نثری را سرآمد سخنان ادبی نمی کنند بلکه به سخنان برگزیده و پالایش شده ، زیور و درخشش تازه می بخشند . آرایه هایی که در این قلمرو می گنجد  عبارت اند از : سجع ، جناس ، التفات ، تضاد ، تلمیح ، تضمین ، ایهام ، اغراق ، موازنه ، ضرب المثل (ارسال المثل) ، مراعات نظیر (تناسب) ، حسن تعلیل ، طنز ، متناقض نما (پارادوکس)

ب) بیان : مهارت هایی که بر پایه زیبایی شناسی بنا شده باشند و بتوان با آن مهارت ها سخنی را به چند شکل ارائه نمود . عمق آرایه های بیان بیشتر از آرایه های بدیع است و موضوع آن بیشتر بر کلمه استوار است . بیان شامل تشبیه ، استعاره ، کنایه و مجاز است .

ج) معانی: مهارت ارائه سخن بنا بر حال مخاطب سخن است . درونی ترین زیبایی های سخن در این بخش است . این که شاعر و نویسنده سخنی را به صورت پرسشی یا خبری یا ... بیاورند و نهاد را بر مفعول مقدم بدارند یا برعکس و بنا برمیزان آشنایی مخاطب با موضوع سخن ، سخنی مفصل بیان شود یا مختصر و موجز ، همه موضوع کار علم معانی است .

پیش سخن : چون این نوشته ها برای دانش آموزان اول و دوم و سوم و پیش تهیه شده است ، دانش آموزان سال اول نیازی به آموختن همه آرایه ها ندارند برای سهولت استفاده از آن دانش آموزان سال اول آرایه هایی را باید بدانند که (*) ندارد .

1- سجع : آوردن کلماتی غیر تکراری و هماهنگ در پایان جمله های نثر است . این کلمات ممکن است از سه نظر با هم هماهنگ باشند  :          

   1 حرف آخر مثل : ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری ،  درپای افکننده ی گردنکشان از سروری . کلمات خواری و سروری تنها حرف آخرشان با هم مشترک است .

   2 فقط در وزن  : هر نفسی که فرو می رو ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات . پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب . کلمات موجود و واجب  فقط با هم هم وزن هستند ، یعنی از دو بخش (هجا) ساخته شده اند و حرف آخرشان مثل هم نیست .

   3 هم در وزن و هم در حرف آخر با هم مشترک اند . مثل : پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح ، مؤمنان را صبوح است . کلمات فتوح و صبوح هم هم وزن اند (دو بخش دارند) و هم حرف آخرشان مشترک است .

 * توجه : باید دقت شود که کلماتی می توانند آرایه سجع را ایجاد کنند که در پایان حداقل دو جمله پشت سر هم بیایند . ممکن است کلماتی بعد از کلمات سجع تکرار شوند که زائدند و جزء سجع محسوب نمی شوند . مثل : الهی ، ترسانم از بدی خود ، بیامرز مرا به خوبی خود . خوبی و بدی با هم سجع اندذ و خود در دو جمله تکرار شده است .

                                           

ادامه نوشته